۱۲ نتیجه برای فرسودگی شغلی
حسین ابراهیمی مقدم، فاطمه پوراحمد،
دوره ۴، شماره ۳ - ( ۱۰-۱۳۹۱ )
چکیده
مقدمه: فرسودگی شغلی از جمله عوارض مربوط به کار است که این سندرم زمینهساز آسیبهای فیزیکی و روانی شده و ممکن است موجب کاهش علاقه به انجام کار و در نتیجه افت کارآیی گردد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ابرازگری هیجانی و خودکارآمدی با فرسودگی شغلی انجام شده است.
روش بررسی: این پژوهش به روش مقطعی در سال۱۳۹۰، بر روی ۲۰۰ نفر از کارمندان شهرداری شهرستان شهریار که به روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شده بودند انجام گرفت. برای جمعآوری اطلاعات از سه پرسشنامه فرسودگی شغلی Maslach، پرسشنامه ابرازگری هیجانی & Emmons King (۱۹۹۰) و پرسشنامه خودکارآمدی عمومی Schere (۱۹۸۲) استفاده شد. دادهها پس از جمعآوری با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون چندگانه و توسط نرمافزار SPSS۱۵ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: یافتهها نشان داد بین ابرازگری هیجانی و مسخ شخصیت همبستگی منفی و معنیدار وجود دارد(۰۵/۰P<)، اما همبستگی بین ابرازگری هیجانی و کفایت شخصی مثبت و معنادار بود(۰۵/۰P<). خودکارآمدی با خستگی هیجانی و مسخ شخصیت رابطه منفی و معنادار داشت(۰۱/۰P<) اما رابطه کفایت شخصی و خودکارآمدی مثبت و معنادار بود(۰۱/۰P<). بین جنسیت و مسخ شخصیت نیز یک همبستگی مثبت و معنادار وجود داشت(۰۵/۰P<) ولیکن رابطه جنسیت و احساس موفقیت فردی منفی و معنیدار بود(۰۵/۰P<). همچنین بین سن و موفقیت فردی رابطه مثبت و معنیدار به دست آمد(۰۱/۰P<).
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد متغیرهای ابرازگری هیجانی و خودکارآمدی، پیش بینهای خوبی برای فرسودگی شغلی هستند.
سیدسعید مظلومی، معصومه سعیدی، محمد واحدیان، زهرا جلال پور، محمدعلی کیانی،
دوره ۵، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۲ )
چکیده
مقدمه: امروزه یکی از عوامل اساسی در کاهش کارایی و از دست رفتن نیروی انسانی، فرسودگی شغلی کارکنان است. این معضل علاوه بر بروز اثرات نامطلوب جسمی، عوارض نامطلوب روانی نیز به همراه دارد. این پژوهش به منظور تعیین تاثیر فرسودگی شغلی بر حمایت اجتماعی و عزت نفس در پرسنل بهداشتی درمانی یزد انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی تحلیلی که به روش مقطعی انجام شد ۱۳۰ نفر از پرسنل که به روش نمونه برداری خوشه ای و تصادفی ساده انتخاب شدند پرسشنامه ( فرسودگی شغلی، عزت نفس آیزنگ و حمایت اجتماعی کاسدی) را تکمیل نمودند. دادهها توسط نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: ۲/۹۶ درصد پرسنل عزت نفس بالا، ۵/۵۱ درصد حمایت اجتماعی بالا و در رابطه با ابعاد فرسودگی شغلی میانگین کفایت شخصی ۷۲۶/۸±۷۸/۳۱ از مجموع نمره۴۸، میانگین خستگی هیجانی ۶۲۴/۱۲±۵۳/۲۶ از مجموع نمره ۵۴ و میانگین مسخ شخصیت ۴۴۴/۵±۷۰/۵ از مجموع نمره ۳۰ بود. بین ابعاد فرسودگی شغلی و متغیرهای جنسیت، سابقه کار، وضعیت تأهل، محل خدمت، نوع شغل و سابقه کار پرسنل ارتباط آماری معنیداری وجود داشت(۰۵/۰P<)، به طوری که مسخ شخصیت در آقایان و متأهلین و کارکنان مراکز شهری بیشتر از سایر کارکنان و خستگی هیجانی نیز در خانمها، افراد متأهل و کارکنان مراکز شهری بیشتر بود. کفایت شخصی نیز در کارکنان با سابقه، بیشتر از سایر پرسنل بود(۰۵/۰P<). حمایت اجتماعی با خستگی هیجانی همبستگی معنیدار و معکوس نشان داد (۰۰۱/۰ P<و ۲۹۴/۰-r=)، به طوری که هر چه میزان حمایت اجتماعی بیشتر بود خستگی هیجانی کمتر بود.
نتیجهگیری: با توجه به ارتباط فرسودگی شغلی و میزان حمایت اجتماعی، کاهش عوامل تنشزا و افزایش رضایت کاری در پرسنل از طریق بهبود شرایط محیط کارمی بایست مورد توجه مسئولان قرار گیرد.
احمد علیپور، مجید صفاری نیا، غلامرضا صرامی فروشانی، علی محمد آقا علیخانی، نیلا آخوندی،
دوره ۵، شماره ۳ - ( ۸-۱۳۹۲ )
چکیده
مقدمه: مداخله سرمایه روانشناختی لوتانز یک برنامه آموزشی است که اثربخشی آن بر کاهش بعضی از مشکلات مرتبط با کار تایید شده است. بنابراین ممکن است بتواند بر کاهش فرسودگی شغلی که از عوارض مربوط به کار محسوب شده و اثرات مخربی بر فرد و سازمان دارد موثر باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه مداخلهای لوتانز بر فرسودگی شغلی بود.
روش بررسی: پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون و جامعه آماری کارشناسان شاغل در شرکت ایران خودرو دیزل به تعداد۶۵۰ نفر بود. از بین آنها ۶۰ نفر به شیوه نمونهگیری تصادفی انتخاب شده و در دو گروه ۳۰ نفری قرار داده شدند. ابزار سنجش پرسشنامه فرسودگی شغلی پرسشنامه Maslash بود. پس از اجرای پرسشنامه برنامه مداخلهای لوتانز برای گروه آزمایش برگزار شد سپس شرکتکنندگان بار دیگر با استفاده از پرسشنامه بررسی شدند. دادههای پژوهش با نرمافزار SPSS و آزمون تی مستقل تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج تحلیل نشان داد که نمره میانگین پیش آزمون فرسودگی شغلی در هر دو گروه اختلاف کمی با یکدیگر دارد (۹/۲و۸۷/۲)، اما میانگین فرسودگی شغلی در پس آزمون گروه آزمایش (۱۲/۲) و در خرده مقیاسهای خستگی هیجانی (۳۴/۱) و مسخ شخصیت (۷۲/۰) کاهش معناداری یافته است (۰۱/۰P<.) تفاوت معناداری در زیر مقیاس فقدان کارآمدی مشاهده نشد (۴۶۶/۰P=)، اما نقاط برش پرسشنامه نشان میدهد نمره گروه آزمایش از سطح متوسط به سطح بالای کارآمدی تغییر کرده است.
نتیجهگیری: با توجه به یافتهها میتوان گفت برنامه مداخلهای لوتانز بر کاهش فرسودگی شغلی به ویژه خرده مقیاسهای خستگی هیجانی و مسخ شخصیت موثر است. بنابراین میتواند راهکار اجرایی مناسبی جهت کاهش فرسودگی شغلی باشد.
مهرالسادات مهدی زاده، علی وفایی نجار، علی تقی پور، حبیب اله اسماعیلی، سید موسی مهدی زاده، حسین ابراهیمی پور،
دوره ۵، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۹۲ )
چکیده
مقدمه: فرسودگی شغلی سندرومی است که در نتیجه استرس شغلی به وجود می آید و میتواند موجب کاهش بازده کاری، افزایش غیبت از کار و هزینههای بهداشتی و کاهش کیفیت خدمات به بیمار و حتی نارضایتی از خدمات پزشکی میشود. هدف از پژوهش حاضر تعیین فرسودگی شغلی پزشک های خانواده و شاخصهای محیط کار موثر بر آن بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی ۱۴۵ پزشک خانواده شاغل در دانشگاه علوم پزشکی خراسان رضوی به صورت تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند.دادهها توسط، پرسشنامه اطلاعات فردی، مقیاس فرسودگی شغلی مازلاک و پرسشنامه شاخصهای محیط کار گردآوری و به صورت خودگزارشی تکمیل شدند. نتایج با استفاده از آزمونهای توصیفی و تحلیلی توسط نرمافزارSPSS نسخه ۱۶ تجزیه و تحلیل گردیدند.
یافتهها: میانگین سن شرکت کنندگان ۸۷/۴±۵۷/۳۲ بود که ۲/۳۷% (۵۴ نفر) مرد و ۸/۶۲% (۹۱ نفر) زن با میانه سابقه کار ۳۹ ماه در تیم سلامت بودند. فرسودگی شغلی در ابعاد کفایت شخصی و مسخ شخصیت، متوسط و در بعد خستگی هیجانی بالا بود. شاخصهای محیط کار با خستگی هیجانی و مسخ شخصیت همبستگی معکوس و با کفایت شخصی همبستگی مثبت معنادار داشتند.
نتیجهگیری: با توجه به این که در پزشکهای خانواده، شدت فرسودگی در ابعاد مختلف آن با عوامل محیط کار مرتبط میباشد، با تغییر مثبت در حیطههای مختلف محیط کار میتوان به کاهش فرسودگی آنان کمک نمود.
افشین صلاحیان، محمدرضا متینی صدر، محمدرضا نوری، ندا ملک پور،
دوره ۶، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۳ )
چکیده
مقدمه: بخش عمده هر جامعه را جمعیت شاغل تشکیل میدهد که در سازمانهای مختلف اشتغال دارند و با توجه به جو سازمان، نوع شغل و وظایف آنها با مسایلی رو به رو هستند. یکی از مسائلی که منابع انسانی را تهدید میکند، سندرم فرسودگی است. هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی در ارتباط با متغیرهای پیشآیند و پیامدی فرسودگی بود.
روش بررسی: جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه کارکنان دیپلم به بالای شرکت فولاد مبارکه اصفهان است که ۷۵۸۰ نفر بودند. روش نمونهگیری در این پژوهش طبقهای نسبتی بود که از نواحی مختلف شرکت با توجه به نسبت افراد در جامعه ۲۷۳ شاغل انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامههای فرسودگی شغلی، استرس شغلی، رضایت شغلی، تعهد سازمانی، تمایل ترک شغل و متغیرهای دموگرافیکی بود. دادهها نیز با استفاده از نرمافزار Amos۱۸ و روش مدلسازی معادلات ساختاری تحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که در مدل پیشنهادی، استرس به صورت معناداری فرسودگی شغلی را پیشبینی میکند و فرسودگی شغلی نیز با متغیرهای پیامدی روابط معناداری نشان میدهد. شاخصهای برازش مدل نیز نسبتاً قابل قبول بودند.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان داد که استرس پیش بین فرسودگی است و فرسودگی نیز با تعهد سازمانی، رضایت شغلی و تمایل ترک شغل رابطه معناداری دارد.
آقا حسن زارعی محمودابادی، خانم نعیمه سدرپوشان،
دوره ۶، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۳ )
چکیده
مقدمه: هوش معنوی، توانایی به کارگیری و بروز ارزشهای معنوی است به گونهای که موجب ارتقای کارکرد روزانه و سلامت جسمی و روانی فرد میشود. هدف این پژوهش بررسی رابطه بین هوش معنوی با مولفههای فرسودگی شغلی در معلمان زن شهر یزد بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود، جامعه پژوهش شامل تمام معلمین زن شهر یزد بودند که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی خوشهای تعداد ۱۳۳ نفر انتخاب شدند سپس پرسشنامه هوش معنوی و پرسشنامه فرسودگی شغلی بر روی آنها اجرا گردید.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که بین فراوانی و شدت خستگی عاطفی و فراوانی و شدت مسخ شخصیت با هوش معنوی رابطه منفی و معنیدار وجود دارد(۰۱/۰>P) و بین فراوانی و شدت عملکرد شخصی با هوش معنوی رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد(۰۱/۰>P)، ولی بین فراوانی و شدت درگیری با هوش معنوی معلمان رابطهای یافت نشد(۰۵/۰
علی صالحی سهل آبادی، ساحل خاک کار،
دوره ۱۰، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۷ )
چکیده
چکیده
مقدمه: با افزایش وظایف شغلی کار با رایانه و افزایش احتمال بروز اختلالات فیزیکی و ذهنی در بین کاربران آن، اهمیت ارزیابی و شناسایی ریسک فاکتورهای ارگونومی در محیط کار در بین کارکنان اداری افزایش یافته است. یکی از این فاکتورها، کاربردپذیری سخت افزار و نرمافزاری رایانه می باشد. هدف از انجام این پژوهش ارزیابی میزان کاربردپذیری نرمافزار کاربردی اتوماسیون اداری و سنجش خستگی و فرسودگی شغلی در کارکنان یک اداره و تعیین همبستگی آنها بود.
روشبررسی: در این پژوهش، در یکی از مراکز بهداشتی شهر تهران در ستاد مرکز بهداشت میزان خستگی و فرسودگی شغلی کارکنان و کاربردپذیری نرمافزار اتوماسیون اداری آنها با استفاده از پرسشنامههای استاندارد خستگی چند بعدی شغلی(MFI-۲۰) ، فرسودگی شغلی ماسلاچ (MBI)و با پرسشنامه استاندارد ارزیابی کاربردپذیری نرمافزار مورد مطالعه و میزان آنها ارزیابی گردید. دادهها در نرمافزار ۲۳ SPSS تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها
یافتههای این مطالعه نشان داد که نرمافزار اتوماسیون از نظر اکثر کاربران کاربردپذیری خوبی دارد. طبق یافتههای این مطالعه، همبستگی منفی معناداری بین کاربردپذیری نرمافزار با ابعاد فرسودگی عاطفی و کاهش احساس کفایت شخصی، خستگیعمومی، خستگیجسمی به ترتیب با ضرایب همبستگی (۲۸۲/۰- ، ۵۱۱/۰-، ۳۷۲/۰- و ۲۸۷/۰-) وجود داشت. هرآنچه کاربردپذیری نرمافزار بیشتر باشد، میزان فرسودگی و خستگی شغلی کارکنان کاهش خواهد یافت.
نتیجهگیری
کاربردپذیری نرمافزارهای شغلی در فرسودگی و خستگی کارکنان تأثیرگزار است. پس طراحی کاربردپذیر این گونه نرمافزارهای تحت وب بایستی مورد ملاحظه سیستمهای اداری و شرکتهای برنامه نویس و طراح نرمافزارها قرار گیرد.
سعیده راستجو، احمد زندوانیان،
دوره ۱۳، شماره ۲ - ( ۶-۱۴۰۰ )
چکیده
هدف پژوهش حاضر، پیش بینی فرسودگی شغلی بر اساس مدل عدم تعادل تلاش – پاداش و مولفه های روانشناسی مثبت نگر در پرستاران زن و روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. پرسشنامه های فرسودگی شغلی مسلش و جکسون، عدم تعادل تلاش – پاداش سیگرسیت و مؤلفه های روانشناسی مثبت نگر سلیگمن توسط ۱۳۲ نفر از پرستاران شاغل در بخشهای مختلف بیمارستان شهید رهنمون یزد، که به شیوه نمونه گیری تصادفی انتخاب شده بودند تکمیل شد. یافته های آزمون t تک نمونه ای نشان داد، میزان فرسودگی شغلی پرستاران دردو مولفه خستگی عاطفی و مسخ شخصیت، به طور معناداری در حد متوسط است، اما در مولفه عدم کارآیی فردی بالا می باشد. وضعیت عدم تعادل تلاش -پاداش، و وضعیت مولفه های زندگی معنادار و زندگی مسئولانه (به استثنای وضعیت زندگی خوشایند) به طور معناداری بالاتر از میانگین است. همچنین رابطه همبستگی بین عدم تعادل تلاش - پاداش با فرسودگی شغلی مثبت و معنادار و رابطه بین ویژگی های روانشناسی مثبت نگر با فرسودگی شغلی منفی و معنادار است. در نهایت، نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد مولفه زندگی معنادار، متغیر عدم تعادل تلاش – پاداش و مولفه زندگی مسئولانه، ۴۵ درصد واریانس فرسودگی شغلی را پیش بینی می کنند.
امیرپویا تنهایی، محمدرضا دلیری، ماریکه وان ووت، محمد ناصحی، علیرضا مرادی، صدیقه جوادپور،
دوره ۱۴، شماره ۱ - ( ۳-۱۴۰۱ )
چکیده
مقدمه:از نتایج ثانویه به فرسودگی شغلی کاهش قابلتوجه عملکردهای شناختی است که از بارزترین و مهمترین آنها عملکرد شناختی توجه و کنترل آن است .از سویی بررسی عصبشناختی موردنیاز است تا که بتواند درک بهتری از ارتباط فرسودگی شغلی و اختلال افسردگی ناشی از آن در عملکرد شناختی شبکه توجه این افراد فراهم کند.ازاینرو پژوهش حاضر باهدف بررسی عملکرد شناختی کنترل اجرایی افراد مراقبین بهداشتی دارای مشاغل شیفتی در شرف فرسودگی شغلی با کمک آزمون شبکه توجه و امواج مغزی وابسته به رخداد ( ERP) ناشی از آن به پرداختهشده است.
مواد و روشها:نمونه پژوهش حاضر شامل ۲۶ آزمودنی از مراقبین بهداشتی در بیمارستان رسول اکرم(ص) در شهر تهران دارای مرز فرسودگی شغلی ( ۱۵ نفر سالم و ۱۱ نفر با افسردگی خفیف) بود. بهمنظور بررسی میزان فرسودگی شغلی از مقیاسهای ماسلاچ (۱۹۸۱) ، برای ارزیابی افسردگی از مقیاس (DASS-۲۱) ، جهت بررسی توجه از آزمون توجه شبکهای)(ANT که بهطور همزمان با دستگاه ثبت امواج مغزی ۳۲ کاناله هماهنگ و نشانهگذاری شده بود تا امواج مغزی وابسته به رخداد (ERP)این آزمون نیز ثبت شود.جهت تجزیهوتحلیل داده از آزمونهای آماری T مستقل و T همبسته استفاده شد.
یافتهها: نتایج پژوهش حاضر در عملکرد رفتاری تفاوت معناداری بین دو گروه در سه شبکه توجه نشان نداد. اما بااینحال که در امواج مغزی ERP مرتبط با عملکرد اجرایی توجه بهخصوص مؤلفه موج SP و N۲ افراد با علائم افسردگی خفیف در مقایسه با افراد نرمال بدون افسرده تفاوت معنیداری وجود دارد.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر نشان دادکه در امواج مغزی ERP مرتبط با عملکرد اجرایی توجه بهخصوص مؤلفه موج SP و موج N۲ افراد با علائم افسردگی خفیف در مقایسه با افراد نرمال بدون افسرده تفاوت معنیداری وجود دارد.با توجه به نتایج پژوهش میتوان اظهار کرد که جهت ارتقا عملکرد شناختی در محیطهای کاری افراد تدابیری اتخاذ شود که فرسودگی شغلی و افسردگی کاهشیافته و کارکنان با عملکرد بهتری فعالیت خود را انجام دهند و به رشد کیفی محیط کار کمک کنند.
مهناز صلحی، زهرا مجیدی، آرمین پیکری،
دوره ۱۴، شماره ۲ - ( ۶-۱۴۰۱ )
چکیده
مقدمه: در سالهای اخیر یکی از مهمترین مسائل و مشکلات در سیستمهای اداری و ازجمله مخاطرات شغلی که توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است بحث سلامت عمومی و فرسودگی شغلی افراد یک سازمان است. با توجه به اثرات منفی ثبتشده از فرسودگی شغلی، این سندرم بر روی عملکردهای شغلی از قبیل کیفیت کار، سلامت عمومی و رضایت شغلی میتواند تأثیرگذار باشد. یکی از عمدترین پیامدهای اجتنابناپذیر استرس شغلی، فرسودگی شغلی است که روی کیفیت مراقبتهای انجامشده توسط بهورزان تأثیرگذار خواهد بود. هدف این مطالعه تعیین ارتباط بین فرسودگی شغلی و سلامت عمومی در بهورزان شاغل در مرکز بهداشت شهرستان اراک میباشد.
روش بررسی:در این مطالعه که بهصورت توصیفی_تحلیلی انجام شد، تعداد ۱۱۰ نفر از بهورزان شاغل در مرکز بهداشت شهرستان اراک موردبررسی قرار گرفتند. تعداد نمونهها با استفاده سرشماری انجام شد و کلیه بهورزان شاغل در مرکز بهداشت اراک انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها در این پژوهش پرسشنامه ۲۲ سؤالی فرسودگی شغلی ماسلاچ و پرسشنامه ۲۸ سؤالی سلامت عمومی بود. دادههای این پژوهش با استفاده از دادههای توصیفی و آزمونهایی آماری واریانس یکطرفه و ضریب همبستگی پیرسون توسط نرمافزار ,spss۲۲مورد آنالیز قرار گرفتند.
یافتهها:بر اساس یافتههای این مطالعه بین سلامت عمومی و فرسودگی شغلی رابطه معناداری وجود داشت، بدین معنا افرادی که دارای سلامت عمومی بالاتری بودند میزان فرسودگی شغلی پایینتری را تجربه کردند. وضعیت فرسودگی شغلی در بین بهورزان موردمطالعه در سطح متوسط بود. نمره فرسودگی شغلی بهورزان زن و مرد تقریباً یکسان بوده و تفاوت معنیداری بین آنها وجود نداشت. با استفاده از آزمون کندل، پیرسون و اسپیرمن بین سلامت عمومی و خستگی عاطفی و مسخ شخصیت رابطه مستقیم معنادار آماری و بین سلامت عمومی و عدمکفایت شخصی رابطه معکوس معنادار آماری مشاهده وجود داشت.
نتیجهگیری: با توجه به محرز شدن رابطه بین فرسودگی شغلی و سلامت عمومی لازم است مدیران مرکز بهداشت شهرستان اراک برنامههایی را جهت ارتقا و بهبود انگیزه شغلی، روابط انسانی و احساس خودکارامدی اجرا نمایند. ارتقاء سلامت عمومی و کاهش میزان فرسودگی شغلی بهورزان باید در اولویت مدیران مجموعه دانشگاه علوم پزشکی قرار گیرد.
فاطمه سادات حسینی عدل، انیس خوش لهجه صدق،
دوره ۱۵، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۴۰۲ )
چکیده
مقدمه : تعهد پرستاران به شغل و بیماران، پرستاری را به یکی از مشاغل خدمات انسانی تبدیل کرده است که مستعد ابتلا به سندرم فرسودگی شغلی میباشد. بنابراین هدف از مطالعه حاضر پیشبینی فرسودگی شغلی براساس باورهای فراشناختی و ناگویی هیجانی با میانجیگری خوشبینی در پرستاران بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و طرح پژوهش توصیفی- همبستگی و به طور خاص، از مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری در این پژوهش، کلیه پرستاران بیمارستانهای شهر قم در سال ۱۴۰۱ بودند که به صورت تصادفی ساده ۲۰۰ پرستار برای شرکت در پژوهش حاضر انتخاب شدند. در این پژوهش میدانی شرکتکنندگان اقدام به تکمیل پرسشنامههای فرسودگی شغلی مسلش و جکسون (۱۹۸۶)، پرسشنامه فراشناخت ولز و کارت رایت- هاتن (۲۰۰۴)، مقیاس ناگویی خلقی تورنتو و مقیاس خوشبینی شییر و کارور (۱۹۹۴) نمودند. دادهها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار SPSS-۲۴ و AMOS-۲۴ تحلیل شدند.
نتایج: نتایج نشان داد که ضرایب همبستگی بین متغیرها معنادار است (۰۱/۰>p) و بین باورهای فراشناختی و ناگویی هیجانی با فرسودگی شغلی در پرستاران ارتباط مثبت و معنادار و بین خوشبینی با فرسودگی شغلی ارتباط منفی و معناداری وجود دارد (۰۱/۰>p). همچنین بین باورهای فراشناختی و ناگویی هیجانی با خوشبینی پرستاران ارتباط منفی و معنادار وجود دارد (۰۱/۰>p). همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد که خوشبینی درارتباط باورهای فراشناختی و ناگویی هیجانی با فرسودگی شغلی پرستاران نقش واسطهای دارد.
نتیجهگیری: به طور کلی نتایج پژوهش حاضر بر اهمیت خوشبینی در ارتباط باورهای فراشناختی و ناگویی هیجانی با فرسودگی شغلی پرستاران تاکید دارد و خوشبینی عامل موثری در کاهش فرسودگی شغلی پرستاران است.
عباس خاکپور،
دوره ۱۶، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۴۰۳ )
چکیده
مقدمه: پیشرفت سازمانها در گرو مشارکت، ارائه ایدهها و دیدگاههای انتقادی و سازنده منابع انسانی و سرمایههای فکری است. این پژوهش بهمنظور مطالعه نقش سندرم سکوت سازمانی در فرسودگی شغلی کارکنان طراحی و اجرا گردیده است. همچنین روابط بین متغیرهای پژوهشی با متغیرهای جمعیت شناختی مورد آزمون قرارگرفته است.
روش بررسی: روش پژوهش از نوع توصیفی - همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش، کارکنان اداری دانشگاه ملایر به تعداد ۱۱۰ نفر میباشد. با توجه به حجم محدود جامعه از روش سرشماری استفاده گردید. ابزارهای جمعآوری اطلاعات شامل پرسشنامههای سکوت سازمانی دینه و همکاران و فرسودگی شغلی مسلش و جکسون میباشد.
نتایج: بر اساس نتایج پژوهش بین سکوت سازمانی و مؤلفههای فرسودگی شغلی رابطه معناداری وجود دارد. بر اساس نتایج پژوهش رابطه معناداری (۰۰۱/۰= sig / ۲۹۴/۰= r) بین سکوت سازمانی نوعدوستانه با خستگی عاطفی وجود دارد. اما بین سکوت تدافعی و مطیع و خستگی عاطفی رابطه معناداری وجود ندارد. از بین متغیرهای سکوت سازمانی، سکوت مطیع(۰۰۱/۰= sig / ۳۷۴/۰= r) و سکوت تدافعی(۰۱۲/۰= sig / ۴۵۶/۰= r) پیشبینیکننده معناداری از مسخ شخصیت هستند. بر اساس نتایج پژوهش، سکوت نوعدوستانه با احساس بیکفایتی رابطه معنادار دارد(۰۱۱/۰= sig / ۲۲۲/۰= r). اما بین سکوت سازمانی مطیع و تدافعی و احساس بیکفایتی رابطه معناداری وجود ندارد. نتایج پژوهش همچنین وجود روابط معنادار بین برخی متغیرهای جمعیت شناختی و فرسودگی شغلی و سکوت سازمانی را تائید میکند.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج پژوهش مدیران سازمانها باید به ایجاد محیط و جوی باز برای کارکنان مبادرت نمایند تا در این محیط کارکنان آزادانه و بدون ترس نظرات و عقاید خود را ابراز نمایند، زیرا سکوت سازمانی علاوه بر ایجاد فرسودگی شغلی در کارکنان، تبعات منفی سازمانی و فردی متعددی را به همراه دارد.