Ethics code: IR.UK.REC.1401.001
Sahebozamani M, Solatani R, Khazaei R, Alauldeen Ahmed A, Basim Fendi A, Yousif Oudah A. Effectiveness of corrective exercises using a physioball on the postural status of employees with occupational upper crossed syndrome. tkj 2026; 18 (1) :45-58
URL:
http://tkj.ssu.ac.ir/article-1-1394-fa.html
صاحب الزمانی منصور، سلطانی رضیه، خزایی رضا، علاءالدین احمد عبدالله، باسم فندی علی، یوسف عوده عباس. اثربخشی تمرینات اصلاحی با فیزیوبال بر وضعیت پاسچرال کارکنان مبتلا به سندرم متقاطع فوقانی شغلی. فصلنامه علمی تخصصی طب کار. 1405; 18 (1) :45-58
URL: http://tkj.ssu.ac.ir/article-1-1394-fa.html
دانشگاه شهید باهنر کرمان ، rezakhazaei7091@yahoo.com
متن کامل [PDF 897 kb]
(12 دریافت)
|
چکیده (HTML) (17 مشاهده)
متن کامل: (6 مشاهده)
اثربخشی تمرینات اصلاحی با فیزیوبال بر وضعیت پاسچرال
کارکنان مبتلا به سندرم متقاطع فوقانی شغلی
منصور صاحبالزمانی1، رضیه سلطانی2، رضا خزایی3، عبدالله علاءالدین احمد4، علی باسم فندی4، عباس یوسف عوده4
چکیده
مقدمه: سندرم متقاطع فوقانی سبب بروز تغییرات گسترده در یک چهارم فوقانی بدن و شایعترین الگوی اختلال عملکردی پاسچرال است که اختلال عملکردی عضلات کمربند شانهای و ناحیه گردنی سینهای بدن را توصیف میکند. لذا هدف از پژوهش حاضر، تأثیر هشت هفته برنامه تمرینی حرکات اصلاحی با فیزیوبال بر زاویه کیفوز و سر به جلو افراد مبتلا به سندرم متقاطع فوقانی شغلی بود.
روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی با طرح پیشآزمون- پسآزمون بر روی 30 نفر از آقایان مبتلا به سندرم متقاطع فوقانی انجام شد. آزمودنیها به صورت تصادفی ساده (به شیوه قرعهکشی) در دو گروه تجربی و گروه کنترل تقسیم شدند. سن، قد و وزن آزمودنیها: به ترتیب گروه کنترل، گروه تجربی (14/5±38/48، 39/5±31/44)، قد (48/8±85/161، 84/4±15/159) و وزن (43/8±31/63، 70/10±54/64) میباشد. فاکتورهای جسمانی شامل ارزیابی زاویه کایفوز (خطکش منعطف) و زاویه سر به جلو (به روش عکسبرداری) آزمودنیها، در پیشآزمون و پسآزمون بعد از هشت هفته ثبت گردید. تمرینات به مدت 8 هفته و 3 جلسه در هفته توسط گروه تمرینی انجام شد. تمامی تجزیهوتحلیلهای فوق با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 25 انجام شد (05/0≥p) و برای مقایسه تغییرات درونگروهی و بین گروهی در دو گروه به ترتیب از آزمونهای t همبسته و آزمون تحلیل کوواریانس یکطرفه استفاده شد.
نتایج: نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که، میانگین زاویه سر به جلو در گروه کنترل در پیشآزمون (56/1±49/59)، پسآزمون (35/2±67/57) و در گروه حرکات اصلاحی با فیزیوبال در پیشآزمون (38/3±16/62)، پسآزمون (89/2±22/52)، (001/0=P). میانگین زاویه کایفوز پشتی در گروه کنترل در پیشآزمون (44/1± 49/59)، پسآزمون (22/2± 67/57) و در گروه حرکات اصلاحی با فیزیوبال در پیشآزمون (65/3± 16/62)، پسآزمون (45/2± 22/52)، (001/0=P).
نتیجهگیری: با در نظر گرفتن نتایج تحقیق حاضر میتوان بیان کرد که برنامه تمرینات ترکیبی حرکات اصلاحی با فیزیوبال میتواند موجب بهبود عارضه سر به جلو (001/0=P) و کایفوز پشتی (001/0=P) در افراد شود. با توجه به اینکه این برنامه تمرینی قابلیت استفاده در منزل را دارد، به افراد توصیه میشود از آن در کنار سایر برنامههای تمرینی استفاده نمایند.
واژههای کلیدی: تمرینات اصلاحی، فیزیوبال، سندرم متقاطع فوقانی
مقدمه
ستون فقرات در انسان، محور مرکزی تنه را تشکیل میدهد و نقش اساسی آن حائز اهمیت است. زیرا علاوه بر حفاظت از نخاع به لحاظ حرکتی نیز نقش غیرقابل انکاری دارد. چرا که هر گونه آسیب و تغییر شکل آن موجب بروز اختلال در عملکرد بدن میشود و از آنجایی که قسمتهای مختلف ستون فقرات به وسیلهی سیستم مهرهای به یکدیگر متصل هستند، بروز تغییر در یک ناحیه ممکن است در قالب واکنشی زنجیرهای نواحی دیگر را تحت تأثیر قرار دهد. در قالب واکنش زنجیرهای، چرخش خلفی لگن به ترتیب سبب کاهش زاویه لوردوز کمری، افزایش زاویه کایفوز سینهای و در نهایت بروز وضعیت سر به جلو میشود (1). در واقع بروز اختلال در یک موضع و به دنبال آن تغییرات به وجود آمده در مفاصل و عضلات آن ناحیه، از طریق یک عکسالعمل زنجیرهای به نواحی دیگر بدن منتقلشده و بر مفاصل و عضلات مختلف تأثیرگذار است. به طور کلی، عکسالعملهای زنجیرهای در بدن را میتوان در سه قالب مفصلی، عضلانی و عصبی تقسیمبندی کرد. لازم به ذکر است که این سیستمهای سهگانه در تعامل با هم بوده و عملکرد آنان مستقل از یکدیگر نیست. در واقع تغییرات به وجود آمده در زنجیره اولیه ممکن است منجر به بروز اختلال در زنجیره ثانویه گردد و برعکس (2). با افزایش استفاده از کامپیوتر و ابزار رسانههای اجتماعی و قرارگیری اجباری بدون تحرک در ساعات طولانی جهت کار، افراد در معرض حرکات تکراری، وضعیت بدنی نامناسب، کاهش فعالیت بدنی و در نهایت افزایش اختلالات عضلانی–اسکلتی قرار گرفتند (2). گزارش افزایشی عارضههای گردن، شانه و پشت در دوره کرونا نسبت به قبل از این دوره نیز مطلب فوق را تائید میکند (4،3). بنا به نظر سهرمن حرکات و وظایف شغلی تکراری و پاسچر بدنی نادرست در طولانیمدت، منجر به تغییر الگوی حرکتی و ایجاد نقص خواهد شد و مهمترین راه درمان، آموزش حفظ و نگهداری درست پاسچر در طی روز خواهد بود (6،5). وی نشان داده است؛ نادرست نشستن با درد عضلانی اسکلتی اندامهای فوقانی مرتبط است (7). مطالعهای در چین نیز نشان داد، نشستن بیش از حد طولانی، وضعیت نامناسب و خمیدگی به طور قابلتوجهی با درد گردن و شانهها در میان معلمان مرتبط بوده است (5). وضعیت نامناسب پاسچر در بلندمدت سبب سازگاری منفی گستردهای میشود که میتواند به کوتاهی عضلات در سمت موافق و طویلشدگی آنها در سمت مخالف اشاره کرد که بر وضعیت بدنی افراد تأثیر میگذارد و سبب بروز ناهنجاری میشود (8،6). عدم تعادل عضلانی میتواند وضعیت طبیعی بدن را به سوی انواع اختلالات وضعیتی سوق دهد و فرد را مستعد آسیبهای حاد و مزمن کند (8). سندرم متقاطع فوقانی که ناشی از اختلالات عضلانی-اسکلتی است و باعث تغییرات گستردهای در ناحیه گردن و کمربند شانه میشود، غالباً با ناهنجاریهای سر به جلو، شانه به جلو، شانه نابرابر و کایفوز همراه میباشد (9). این سندرم منجر به کاهش کیفیت زندگی، مرخصی و غیبتهای مکرر، کاهش کارایی و عملکرد فردی و اجتماعی، بازنشستگیهای زودرس، ناتوانی در انجام فعالیت و تحمیل هزینههای بهداشتی بر جامعه میگردد (10). عوارض ناهنجاری UCS شامل خستگی زودرس، درد در نواحی پشتی، گردنی و شانهها، کاهش ظرفیت تنفسی و افزایش حجم باقیمانده، کاهش استقامت هوازی، ظاهر نامناسب فرد، بیرونزدگی دیسک و نهایتاً جراحی میباشد و تمام این موارد بیانگر اهمیت پیشگیری و اصلاح این ناهنجاری میباشد (11). از آنجایی که قسمتهای مختلف ستون فقرات به وسیلهی سیستم مهرهای به یکدیگر متصل هستند، بروز تغییر در یک ناحیه ممکن است در قالب واکنشی زنجیرهای نواحی دیگر را تحت تأثیر قرار دهد. در قالب واکنش زنجیرهای، چرخش خلفی لگن به ترتیب سبب کاهش زاویه لوردوز کمری، افزایش زاویه کایفوز سینهای و در نهایت بروز وضعیت سر به جلو میشود (12). در واقع بروز اختلال در یک موضع و به دنبال آن تغییرات به وجود آمده در مفاصل و عضلات آن ناحیه، از طریق یک عکسالعمل زنجیرهای به نواحی دیگر بدن منتقلشده و بر مفاصل و عضلات مختلف تأثیرگذار است. به طور کلی، عکسالعملهای زنجیرهای در بدن را میتوان در سه قالب مفصلی، عضلانی و عصبی تقسیمبندی کرد. لازم به ذکر است که این سیستمهای سهگانه در تعامل با هم بوده و عملکرد آنان مستقل از یکدیگر نیست. در واقع تغییرات به وجود آمده در زنجیره اولیه ممکن است منجر به بروز اختلال در زنجیره ثانویه و برعکس شود (13). علاوه بر آن شایعترین الگوی اختلال عملکردی پاسچرال است که اختلال عملکردی عضلات کمربند شانهای و ناحیه گردنی سینهای بدن را توصیف و باعث ایجاد تغییرات وضعیتی خاص میشود که شامل سر به جلو، شانه به جلو و کیفوز پشتی میشود. کایفوزیس افزایش غیرطبیعی قوس ناحیه پشتی است. در حالت کیفوز عضلات سینهای بزرگ و کوچک، دندانهای قدامی و پشتی بزرگ، اغلب سفت و کوتاه شدهاند و برای برقراری تعادل، عضلات راستکننده ستون فقرات، متوازیالاضلاع و ذوزنقه کشیده و ضعیف میشوند (14). یکی از شایعترین ناهنجاریهای ستون فقرات گردنی، سر به جلو با شیوع 66 درصد است. بروز این وضعیت موجب افزایش اثر نیروهای جاذبهی روی سر، اکستنشن بیش از حد سر روی گردن در مفصل آتلانتو اکسیپیتال، خم شدن گردن روی توراکس و عقب رفتن ماندیبولا و به کار نگرفتن فلکسورهای عمقی گردن میشود (12). با توجه به اینکه کارکنان روزانه ساعتهای زیادی را صرف کار میکنند و در طول کار قسمتهای بالاتنه و بهویژه گردن در وضعیت نامناسبی قرار میگیرد، این موضوع باعث میشود که فرد مستعد بروز ناهنجاریهای ناحیه فوقانی شود (15،13).
باید به این نکته نیز توجه نمود که هر چه فاصله بین زمان ناهنجاریها و شروع اصلاح آن به تعویق افتد، موجب بروز ناهنجاریهای ثانویه به شکل جبرانی و تشدید آسیبپذیری شده و ناتواناییهای دائمی را به وجود میآورد به طوری که ممکن است دیگر اصلاح آن امکانپذیر نباشد و یا به سختی انجام شود و یا تنها راه درمان جراحی باشد که خود عوارضی را به دنبال دارد از جمله؛ هزینههای هنگفت روش تهاجمی، نقاهت بعد از عمل و امکان بازگشت مجدد عارضه میباشد (16). برای جلوگیری از تبعات مختلف روشهای تهاجمی باید با برنامهریزی و آگاهی، افراد را به فعالیت بدنی تشویق نموده تا شاهد افزایش بهرهوری و جامعهای سالمتر باشیم (18،17). روشهای مختلفی در جهت درمان و اصلاح ناهنجاریهای UCS به کار گرفته میشود از جمله دارودرمانی، فیزیوتراپی، طب سوزنی، جراحی، بازآموزی وضعیت بدنی، تمرین درمانی و غیره که هر یک از این روشها مزایا و معایب خاص خود را دارند (21-19). یکی از روشهای اصلاح ناهنجاری استفاده از حرکات اصلاحی با فیزیوبال است (21)، تمرینات میتواند موجب بهبود عملکرد عضلات، بهبود راستای ترقوه و در نتیجه بهبود راستای کمربند شانهای شود. بهبود این عوامل میتواند، باعث بهبود عملکرد عضلات، موجب بهبود هماهنگی و زمانبندی در فعالیت عضلات شود (23) و حرکات اصلاحی با فیزیوبال به عنوان یک روش بیخطر و مؤثر برای تقویت حرکات عملکردی، افزایش انعطافپذیری مورداستفاده قرار میگیرد. در تمرینات با توپ فیزیوبال حرکات مؤثر اغلب با توجه به تواناییهای شخص در کنترل انقباض عضلانی در کل نواحی بدن، در هر موقعیت اتخاذشده و در هر دوره زمانی، تعیین میشود. در حین تمرینات با توپ، یک ارتباط پیوسته سیستم عصبی در بدن رخ خواهد داد که صدها عضله کوچک تثبیتکننده از مچ پا، لگن، تنه، شانهها و مچ دست را فعال میکند و از این طریق باعث تقویت قدرت عضلانی میشود (24).
با توجه به اینکه در مطالعات پیشین دلایلی از جمله ناکافی بودن مدت زمان برنامه تمرینی، تنوع ناکافی تمرینات اصلاحی، عدم به کارگیری تمرینات کششی همراه با تمرینات تقویتی و عدم نظارت بر برنامه تمرینی اصلاحی برای آن گزارش شده است، بعلاوه در اکثر تحقیقات گذشته محققان تمرینات اصلاحی خود را به صورت موضعی برنامهریزی کردهاند و این مسئله میتواند به اثربخشی کمتر از انتظار این گونه تمرینات بیانجامد (25،26) و از آنجایی که استفاده از تمرینات ترکیبی بر بهبود و اصلاح ناهنجاری تأثیرگذارتر است و باعث به وجود آمدن روشهای بهتر و با کارآمدتر میشود (27) و میتوان این تمرینات را یک جایگزین مناسب در اصلاح ناهنجاریها دانست. بنابراین هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر هشت هفته برنامه تمرینی حرکات اصلاحی با فیزیوبال بر زاویه کیفوز و سر به جلو افراد مبتلا به سندرم متقاطع فوقانی میباشد.
روش بررسی
این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیشآزمون- پسآزمون اجرا شد و توسط کمیته اخلاق دانشگاه شهید باهنر کرمان مورد تائید قرار گرفت. نمونه آماری تحقیق را 30 نفر از آقایان با محدودهی سنی 40الی 50 سال مبتلا به سندرم متقاطع فوقانی که به صورت دسترس و هدفمند انتخاب شدند، تشکیل دادند. برای انتخاب اولیه افراد شرکتکننده، قبل از اینکه فرم رضایتنامه و اطلاعات فردی در اختیار آزمودنیها قرار گیرد، ابتدا بهصورت شفاهی و از طریق مصاحبه درباره میزان فعالیت و تمایل آنها برای شرکت در تحقیق اطمینان حاصل شد. در ادامه پس از توضیحات لازم در خصوص اهداف و فواید تحقیق حاضر، فرم رضایتنامه کتبی و پرسشنامه اطلاعات فردی به افرادی که تمایل داشتند در تحقیق شرکت کنند ارائه شد. آزمودنیها قبل از شرکت در مطالعه پرسشنامه سلامت پزشکی را تکمیل نمودند. ابتدا تمامی آزمودنیها با چگونگی طرح تحقیق و انجام پروتکلهای تمرینی و روشهای اندازهگیری پارامترها آشنا شدند. اطلاعات عمومی و مشخصات فردی آنها با استفاده از پرسشنامه مربوطه ثبت و همچنین وزن و قد آزمودنیها اندازهگیری شد. جهت تعیین حداقل تعداد نمونه از نرمافزار آماری برآورد حجم نمونه 3.1 G POWER استفاده شد که بر اساس نتایج تحقیقات مشابه پیشین برای توان آزمون 95/0، اندازه اثر 80/0 و سطح معناداری (05/0≥p) تعیین گردید. که با احتساب ریزش احتمالی 05/0 در فرایند تحقیق، تعداد 34 نفر انتخاب شد. بر این اساس نمونهها به صورت تصادفی و به روش قرعه در دو گروه تجربی (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. معیار ورود به مطالعه نداشتن هیچگونه سابقه مرتبط با شکستگی، جراحی یا بیماریهای مفصلی ستون فقرات و یا هر گونه درد در ناحیه گردن یا اندام فوقانی بود. معیار خروج، مشاهده علائم پاتولوژیک مرتبط با سابقه شکستگی، جراحی یا بیماریهای مفصلی ستون فقرات، داشتن هرگونه درد در ناحیه گردن یا اندام فوقانی، داشتن ناهنجاریهای مادرزادی و شرکت نامنظم در تمرینات و عدم تکمیل آزمونهای تحقیق بود. برنامه تمرینات ویژه بر اساس مطالعات انجامشده به مدت هشت هفته، هر هفته سه جلسه و هر جلسه به مدت 40 تا 60 دقیقه (دامنه تمرینات به دلیل مدت تمرین حالت فزاینده داشت) توسط نمونهها و زیر نظر آزمونگر اجرا شد. قابل ذکر است معیارهای ورود و خروج به صورت خوداظهاری نمونههای تحقیق و در صورت موجود بودن با توجه به پروندههای پزشکی آنها تکمیل شد. پس از آن به وسیله معاینات بدنی وجود ناهنجاریها مورد بررسی قرار گرفت.
ابزار جمعآوری اطلاعات
اندازهگیری سر به جلو
در پژوهش حاضر، میزان زاویه سر به جلو و شانه گرد، با استفاده از روش عکسبرداری نیمرخ بدن مورد اندازهگیری قرار گرفت. این روش از تکرارپذیری مطلوبی برخوردار است و در تحقیقات متعدد استفاده شده است. در این پژوهش نیز تکرارپذیری (92/0 (ICC= بود. برای اندازهگیری زوایای سر به جلو و شانه گرد با استفاده از این روش، ابتدا سه نشانه آناتومیکی تراگوس گوش و برجستگی آکرومیون سمت راست و همچنین، زائده خاری مهره C7 مشخص و با لندمارک نشانهگذاری شد. سپس از آزمودنی خواسته شد تا در محل تعیینشده در کنار دیوار طوری بایستد که بازوی چپ او سمت دیوار باشد. آنگاه، سه پایه عکسبرداری که دوربین دیجیتال نیز روی آن قرار داشت در فاصله 265 سانتیمتری و با ارتفاعی در سطح شانه راست آزمودنی، تنظیم شد، سپس عکس از نمای نیمرخ گرفته شد. در ادامه به وسیله نرمافزار اتوکد، زاویه خط واصل تراگوس و مهره هفتم گردنی با خط عمود (زاویه سر به جلو) اندازهگیری شد (28).
